وقت آن است که مستان طرب از سر گیرند

در آمیزه ای از شور و شعف ، نوروز را به نظاره نشسته ،دل و دیده بر تحول شگرف طبیعت می سپاریم ... بدان آرزو که سرزمین وجودمان نیز همسان با این دگرگونی ، سرسبز و مشک آگین شود .
اینک در آستانه ی این رستاخیز زمینی باید که دل به دریای نقره فام تعالی زد و سوار بر توسن راهوار امید به زیارت آفتاب شتافت و در حضور آسمانی خورشید ، دست افشان و پای کوبان ، شراب الست سرکشید ... آنگاه خدایی شد تا ...
آسمان رشک برد بهر زمینی که در آن دو نفر یک دونفس بهر خدا بنشینند
نوروز با تمام زیبایی هایش از آن شما و سالی پربارتر از سال های بگذشته در پیش رویتان

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه ژشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟
سروران٬ ژروانگان شمع رخسارش٬ ولی
چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین
سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم « شهریار »
کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ شعر از : استاد شهریار

آن روز بار دیگر
در گیرو دار حادثه ای مغموم
پیشانی بلند زمزمه ای ناب
در رکعت گلوی تو
ضربت خورد
و آفتاب نارس یک مفهوم
در خانقاه خون تو
کامل شد ...
باغ کرامت است
گلوی تو
یا حسین !
سید حسن حسینی ( 1384-1385 )
« کرامت سرخ » از مجموعه ی شعر « گنجشک و جبرئیل »

»»»» حلول ماه عيد و شادي مسلمين است ««««
»»» پايان ماه روزه، براي صائمين است «««
»»»»» نشاط و افتخار و شادي و سربلندي «««««
»»»» از محک الهي براي مؤمنين است ««««
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

امشب فرق ولایت زخم بر می دارد . در ذهن ، چاهی خودنمایی می کند که مولایمان علی ، همه ی غربتش را در آن ریخته است . علی ! می خواهم تمامی چاه را در دلم بریزم که رازدار بیست و پنج سال سکوت غریبانه ی توست ! هان ای نخل های دور ! ای نخل ها که صدای پای علی را شنیده اید ! شما دردهای علی را بشمارید ! شما بگویید که خار در چشمان مولایمان از کجا رویید و استخوان با گلوی امامت چه کرد ؟
]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]
یا علی ! این روزها تمام مهرها را سرخ می بینم و تمامی سجاده ها را در سیلابی از اشک های سرخ ! یا علی ! این روزها سجده هامان حال و هوای دیگری دارد . انگار همه می خواهیم روزنه ای از سجده ی خونین تو را دریابیم !
]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]
یا علی ! این روزها که اهالی رمضان سیر در افق محراب را تجربه می کنند ، تو راه کبوتران نور را بر آنان بنمای ! یاعلی ! این روزها دلدادگان کویت ، دستهایشان سوی توست تا حرف های نمناکشان را تو به خدا بگویی . تمام توان خود را به خدمت گرفته اند تا خود را به خدا برسانند . باشد که شب های قدرشان را تو شفاعت کنی !
]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]
از همه ی دل شکستگان ، امشب را التماس دعا برای همه ی بیماران ، گرفتاران ، آرزومندان و جوانان میهن عزیزما ؛ ایران اسلامی
«««««««««««»»»»»»»»»»»
در میهمانی اش ؛ اقاقی ها ، لاله ها ، شقایق ها و نسترن ها مأوی دارند . چه زیباست در این میهمانی سبکبال قدم گذاشتن و همگام شذن با دل هایی که از حرکت دانه های تسبیح جلا می یابند ! از انعکاس انوار دل های این عاشقان چه بسیار دیده ها که مبهوت نمی مانند ! و اینک این منم که نیازم را در عبودیتش می جویم و این گل سرخ عشق اوست که سحرگاهان وجودم را طراوت خواهد بخشید
فرارسیدن ماه میهمانی خدا بر عاشقان و دلدادگان محضر عشقش مبارک
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه ی آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
السلام علیک یا حسین بن علی (ع) .... در این ایام از یاد مریض ها ، گرفتارها و از یاد هم ... به لحضات دلنشین عبودیت و بندگی غافل نشویم . التماس دعا از همه ی عاشقان
همراه شو عزيز ، همراه شو عزيز
تنها نمان به درد
كين درد مشترك
هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود
دشوار زندگي ، هرگز براي ما
بي رزم مشترك ، آسان نمي شود
» انتخابی دیگر در پیش است ، انتخابی که سرنوشت سازتر است از انتخاب های پیشین ، سرنوشتش را ما که در این پهنه ی کهن و دیار پاکی ها ؛ ایران عزیز میزییم تعیین خواهیم کرد . « با به خانه نشستن و بی تفاوت ماندنمان نسبت به آتیه ی این ملک » ، « با تمسخر آنان که تلاشی می کنند در این عرصه و سرکوبشان که همراه و هم سخن شدن با آنان که خارج از مرزهای میهن نشسته به دور از همه ی خون دل خوردن های ملت برای سرپا نگاه داشتنش در مقابل همه ی زخمه ها و هجمه های بیگانه با چشم طمع دوختگان به وطن همکلام و پیمانند » یا که نه ! نه ! « اتحاد .... آری اتحاد با همه هم میهنان نیک سرشت و دین مدارمان که فعالانه گام در عرصه گذارده برای اصلاح امور تلاشی نو و خستگی ناپذیر را آغاز نموده اند . آری ؛ همدیگر را ندا دهیم ؛ همراه شو عزیز ، کین درد مشترک ، هرگز جدا ... جدا درمان نمی شود .... ، دشوار زندگی ، هرگز برای ما ... ، بی رزم مشترک ، آسان نمی شود ، همراه شو عزیز .... .
......................................................................................................................... پایان مطلب

