» در مواجهه با عناصر فرهنگي تازه ، كشش نوخواهي با انگيزهي محافظهكاري توأم خواهد بود . بنابراين همراه با پذيرش برخي تازهها در قبال آنها مقاومت نيز بروز ميكند . ما پس از آشنايي با غرب ، هم پذيرش داشتيم و هم مقاومت كرديم . البته اگر به طور فردي در نظر گرفته شود برخي افراد جلوهگاه گرايش پذيرشاند و برخي افراد جلوهگاه گرايش حفظ و مقاومت . هر چند برخي مقاومتهاي اوليه در قبال عناصر فرهنگي ديگران به تدريج زايل ميشود و به پذيرش تبديل ميگردد . بسياري از عناصر فرهنگي موجود در فرهنگ كنوني ما اقتباس از غرب و داراي سـابقهي عـدم پـذيـرش است ، امـا امـروزه چنين احساسـي در قبال آنهـا وجـود نـدارد . پس از گذر زمان اما افراد برجستهاي پيدا ميشوند كه قدرت تميز داشته و نسبت به پذيرش عناصر مطلوب فرهنگ بيگانه بدان نحو که حفظ عناصر اصلي فرهنگ خودي را نیز به همراه داشته باشد و در مقابل طرد ونفی عناصر نامطلوب فرهنگ یاد شده بـه طور توأم و هماهنگ عمل ميكنند . به بیان ملموس تر تدبیر روشنفکران واقعی رفته رفته تعامل تمدن و فرهنگ اسلامی و ایرانی را با فرهنگ و تمدن غرب را به ارمغان آورده است . این روش به عنوان سیاق مطلوبی مطرح است که فارغ از اخد مطلوبیات فرهنگ مقابل ( متکی به قدرت تشخیص و تمیز مدبران این تدبیر ) به جهت ارضای نیاز به نوخواهی و توسعه طلبی فرهنگی ، به اتخاذ راهکارهای مؤثر به منظور حفظ عناصر هویتی و فرهنگ ملی و دینی خود نیز همت می گمارد . از سوی دیگر به واسطه ی نقد سالم فرهنگ غرب سعی خود را در راستای معرفی عمیق عناصر نامطلوب موجود در آن معطوف می دارد .
.......................................................................................................................... پایان مطلب

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه ژشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟
سروران٬ ژروانگان شمع رخسارش٬ ولی
چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین
سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم « شهریار »
کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ شعر از : استاد شهریار
» هیچ امری در این عالم جز در سطح الهی ، صفت بیکران و بی قید ندارد . تنها در سطح الهی ست که هر امری شأن بی کرانگی می یابد . باید پذیرفت که انسان برای بندگی کردن در این عالم قدم نهاده نه خدایی کردن . خدایی کردن به انسان مجوز ادعای بی کرانگی می دهد . اما آنان که خود را در مقام بندگان می نشانند و قدر بندگی و مفهوم آن را به عنوان گوهر اندیشه ی دینی می دانند ، باید به خاطر بسپارند که عبودیت در همه ی شئون و روابط و رفتارها باید حکمفرما و تعیین کننده باشد . یک خادم مقاصد الهی ؛ همه جا و همیشه این خدمتگری و بندگی و عبودیت را با خود به همراه دارد . از جمله در امر و در مقام استفاده از نعمت آزادی . بنابراین آزادی مقید است و نامحدود نیست .
توجه به این نکته مهم است که باید به آزادی چون یک حق نگریست نه وسیله ای برای دستیابی به هدفی دیگر آن گونه که برخی در صدد تلقین آن هستند . یک حق محترم که آدمی هر آن چه از آن بهره برداری کند ، مستوجب ملامت نیست . چرا که از حق خود استفاده نموده است . هر چند هیچ حقی چنان نیست که از آن استفاده ی بیکران شود . اما باید دانست که قیود آزادی کدام است ؟
عده ای همانگونه که بیان شد چنین انگاشته اند و نیز در صدد برآمده اند تا این قیود را به واسطه ی توجیهِ قرار دادن آزادی در مقام وسیله ، بیان کنند . بدان مفهوم که با نشانه رفتن بی بندو باری هایی که در جوامع غربی حاکم است ، فرهنگ حاکم بر آن جوامع را که در تضاد با نظام ارزشی و اخلاقی جامعه ی ایرانی – اسلامی قرار دارد در نتیجه ی آزادی ارائه شده به جامعه ، معرفی و از این منظر آزادی را مقوله ای مذموم دانسته و حاکمیت را ملزم به محدودیت آفرینی در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی مردم می دانند . بدیهی ست این نوع نگرش از بنیان صحیحی تبعیت نکرده و صحت آن نفی می گردد .
اما سیاق صحیح چیست و از کدامین منظر بایستی به سراغ آزادی آمد و آن را در محدوده ی خود قرار داد ؟ آن چه که آزادی را محدود می کند ؛ عدالت است به این معنا که آزادی ناعادلانه مذموم است . پذیرش این دیدگاه منوط است به این که عدالت را عین مجموعه ای از فضیت های اخلاقی برشمریم نه مفهومی فراتر از سایر فضیلت ها . این فضیلت ها می تواند شامل این باشد که دروغ نگویید ، خدمت کنید ، خیانت نکنید ، صله ی رحم کنید ، عفت داشته باشید ، شجاعت داشته باشید و ... . البته با این قید که در هر جامعه ای سیستم اخلاقی مورد پذیرش آن جامعه حاکم است . به عبارت دیگر صرف این که در جامعه ای فضایل اخلاقی مورد پذیرش آن جامعه در تمامی شئون آن مترتب باشد ، کفایت می کند جهت صدور حکم به عادل بودن آن جامعه . اگر کسی این فضایل را از طریق آزادی مراعات نکرد ، در مقام کسی خواهد بود که از آزادی استفاده ی سوء می کند و قیدی را که بر پای آزادی نهاده شده است را می شکند .
.......................................................................................................................... پایان مطلب
برگرفته از : پایگاه نسیم
» در راستای اینکه میرحسین موسوی فعلا نامزد انتخابات است و احتمال دارد رئیس جمهور بشود، به همین دلیل برخی شباهت های ناگزیر میان او و رییس جمهور فعلی را اعلام می کنیم. قبلا باید تذکر بدهیم که اعلام شباهت میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد، بخاطر اهانت به میرحسین یا احمدی نژاد نیست، بلکه بخاطر انتخابات است، بالاخره هر کسی یک عیبی دارد و عیب موسوی اینه که بعضی ها می خوان اداشو در بیارن!
اولی (میرحسین موسوی) با دومی (محمود احمدی نژاد) تفاوت های زیر را دارد:
- اولی چون موقعیت بحرانی بود انتخاب شد، اما دومی چون انتخاب شد موقعیت بحرانی شد.
- اولی در عرض بیست سال دو بار مصاحبه کرده است، دومی در عرض هر دو سال بیست مصاحبه.
- هر دو دانشگاهی اند، اولی دانشگاه رفت و سپس مدیر دولتی شد، دومی مدیر دولتی شد و سپس به دانشگاه رفت.
- اولی چون جنگ پیش آمد به سختی توانست خوب کشور را اداره کند، دومی چون نتوانست خوب کشور را اداره کند، سعی کرد جنگ راه بیندازد.
- اولی بودجه نداشت، به همین دلیل بعضی وقتها برخی مردم گرسنه بودند، دومی بودجه داشت ولی عرضه نداشت، به همین دلیل همیشه همه مردم گرسنه بودند.
- اولی چون فکر می کند لباس ندارد تا دوربین می بیند فرار می کند، دومی چون دوربین می بیند حاضر است کل لباسهایش را در بیاورد!
- اولی تند می رفت چون بعضی ها دنبال این بودند که کارها پیش نره، دومی تند می رود تا همه دنبالش بدوند و کارهایی که خراب کرده راه بندازند!
- اعضای دولت اولی یک تعداد آدم ۲۵ ساله بودند که سعی می کردند جوری رفتار کنند انگار ۵۰ ساله اند، دولت دومی یک گروه آدم ۵۰ ساله اند که سعی دارند جوری رفتار کنند انگار ۲۵ ساله اند.
- اولی وزرایش تازه از آمریکا برگشته آمده بودند، دومی تازه وزرایش می خواهند بروند آمریکا را ببینند.
- کابینه اولی یک مشت بچه پولدار بودند که وقتی وزیر می شدند یا فقیر می شدند یا منفجر می شدند، کابینه دومی یک مشت بچه فقیر هستند که وقتی وزیر می شوند یا میلیاردر می شوند یا منفجر می کنند.
- زمان اولی آمریکایی ها می خواستند تنگه هرمز را ببندند، ارتش ایران نمی گذاشت، حالا ایران می خواهد تنگه هرمز را ببندد، ارتش آمریکا نمی گذارد.
- در زمان اولی نخست وزیر و وزرا فکر می کردند چون حکومت اسلامی است، نباید به مردم دروغ بگویند چون مردم می فهمند، اما در زمان دومی رئیس جمهور و وزرا مطمئن شدند که مردم می فهمند، به همین دلیل هر دروغی می خواهند می گویند.
- وزرای اولی را اگر از کابینه بیرون می کردند، میلیونر می شدند، وزرای دومی را اگر بیرون کنند، از گرسنگی می میرند.
- اولی چون تجربه نداشت بعضی جاها اشتباه کرد، دومی دارد تلاش می کنه بعد از سی سال اشتباهات اولی را به عنوان برنامه انجام بدهد.
- هر دو نفر شان یک هدف داشتند، اینکه با فقر و بی عدالتی مبارزه کنند، اولی موفق شد، دومی موفق نشد.
- اولی در « وضعیت قرمز » کشور را اداره می کرد، دومی کشور را در « وضعیت سفید » تحویل گرفت و در « وضعیت زرد » تحویل داد.
.......................................................................................................................... پایان مطلب
نویسنده : دکتر فریدون جنیدی
برگرفته از : وب سایت نواندیش ( به اقتباس از روزنامه ی سرمایه )
اشاره : روز ولنتاین یا روز عشق و دوستی و تاریخی که برای آن مترتب شده است این روزها به موضوع بحث بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران مسائل ایران باستان از یک طرف و جامعه شناسان از طرف دیگر تبدیل شده است.دکتر فریدون جنیدی ایران شناس و مدرس دانشگاه در این باره دیدگاه خاص خود را دارد و معتقد است ولنتاین اقتباس غرب از ایران است. جنیدی از جشن های اصیل ایرانی سخن می گوید و اینکه اساساً آنچه امروز به عنوان تاریخچه ولنتاین در اذهان ما جا گرفته، بی پایه و اساس است:
» درگاهشمار اروپایی چهار ماه داریم به نام های سپتامبر، اکتبر، نوامبر و دسامبر که ماه های هفتم، هشتم، نهم و دهم هستند و می بینیم مطابق ماه های مهر، آبان، آذر و دی هستند که این موضوع نشان می دهد بیشتر گاهشمار غرب از کیش مهر وام گرفته می شود چنانچه سال آنها از نوروز آغاز می شد اما بعد از آنکه آنها به کیش مسیحی درآمدند دو ماه، ماه خود را عقب کشیدند و سال جدید آنها از دی آغاز می شود که شب زایش مهر است و شب چله ایرانی یا البته این تنها تاریخی نیست که آنها از ایران باستان وام گرفته اند بلکه می بینیم که این موضوع در تاریخ سازی آنها در ولنتاین نیز دیده می شود که چند روز پیش از سپتامبر، جشن عشاق را به پا کرده اند. کلاً جشن روز ولنتاین برگرفته از جشن سپندارمزدان ایران است و اساساً مبدایی ایرانی دارد.
شما به تاریخچه کشورهایی که ادعای پیشتاز بودن برگزاری این جشن را می کنند، نگاه کنید؛ انگلیس را که 800 سال پیش دزدان دریایی آن را کشف کردند و فرانسه که تاریخی حدود 1000 ساله دارد. قدیمی ترین این کشورها یونان است که حداکثر 2800 سال تاریخ دارد در حالی که مشابه این جشن 5000 سال پیش در ایران برگزار می شده است. این روز در ایران باستان روز بزرگداشت زن و زمین که هر دو در واقع به گسترش جهان و زندگی یاری می رسانده اند، بوده است. ایرانیان در واقع همواره بر این عقیده بوده اند که زن را به سبب گستردن خانواده ستایش بایست کرد.
درخصوص تاریخ سازی غربی ها هم بر این اعتقادم که آنها این جشن کاملاً ایرانی را با یک داستان سازی خیالی تغییر شکل دادند و به نام خود ثبت کردند؛ آخر کدام خرد می پذیرد که در آن سال ها و زندان های مخوف آن دوران، چنین داستانی به وقوع پیوسته باشد؟
.......................................................................................................................... پایان مطلب
» انقلاب پدیده ای سیاسی – اجتماعی است که بر اثر تراکم نارضایتی عمیق مردم از شرایط حاکم توسط یک گروه نخبه سازمان دهی شده و تحقق می پذیرد . هدف این جریان ، تغییر سریع نظام و ارزش ها ی موجود به سمت نظام ارزشی مطلوب است . این اقدام که از طریق مشارکت عمومی و بسیج توده ها شکل می گیرد ، عموماً به نحو قهرآمیز بروز می یابد .این وضعیت که در بر گیرندۀ دوره ی زمانی کوتاهی پس از تکوین است معمولاً در پی اشتباهات نظام حاکم و عقبنشینی وی، به اسقاط نظام حاکم و نهادهایش منجر میشود.
در اصلاح اما تکیه بر تصحیح برخی جنبه هاست . بدین تصور که در نظام موجود غالبِ جنبه ها مورد قبولند و برخی هم نامقبول . در این صورت ؛ طالبانِ اصلاح در سایه ی برنامه ریزی قصد آن می کنند ، آن گوشه های ویران و نامقبول را به سمت مطلوب اصلاح کنند . این مهم نیازمند برنامه ریزی دقیق است تا بتواند ، ناهمواری های مسیر را در مقاومت های محافظه کارانه که بیشتر به حفظ وضع موجود گرایش دارند ، رفع نماید .
باید توجه داشت ؛ گاهی در اجرای برنامه و طریق اصلاحات درون سیستمی نظام حاکم ، تحقق رفرم در مفهوم ایجاد دست کاری ها و ایجاد تغییرات جزیی و به تعبیر دیگر رتوش برای سازندگی حاکمیت پاسخ نمی دهد و جامعه با انبانی از نارضایتی های نسبت به وضع موجود مواجه می آید که امکان تصحیح وجود نداشته و آن هنگامی ست که فاصله ی بین حاکمیت و ملت به حداکثر رسیده و در چنین شرایطی معمولاً حاکمان جانب سلطه را می گیرند تا از منظر دیکتاتور منشی دوام حاکمیت خود را یک طرفه تضمین کنند . در چنین شرایطی چاره ای جز انقلاب که یک دگرگونی بنیادین در نظام را می طلبد ، وجود نخواهد داشت که بر این اساس باید ساختار فکری و رفتاری حاکم بر نظام بشکند و نظمی نو جایگزین آن شود . به بیان دیگر در بسیاری از عرصه ها اقدامات اصلاحی در قالب ها و از راهكار های متداول و با تصمیمات و تلاش های شخصی و موردی نخبگان جامعه ، امكان پذیر است ، اما در عرصه ی اصلاحات ، آن گاه كه چارچوب های متداول و قانونی ، راه را برای ایجاد تحول به سوی مطلوب ببندد، به كار گرفتن قدرت توده ی مردم برای اصلاح عمیق امور لازم می آید و قالب و چارچوب انقلاب برای اصلاح ، ضرورت می یابد .
باید توجه داشت اساساً انقلاب با مفاهیمی چون اصلاح یا حتی کودتا و مفاهیمی از این دست متفاوت است . منظور از اصلاح ، همان گونه که بیان شد اعمال تغییراتی درونسیستمی ست که هر ساختار حکومتی برای رفع معایب خویش از طریق نقد درونی و رفع نواقص به شکل و شیوه ای مسالمتآمیز، تدریجی و مبتنی بر معیارهای قانونی در چارچوب نظم و نظام مستقر انجام میدهد. چنین می توان بیان داشت که اصلاح در شیوه ی اجرا در نقطه ی مقابل انقلاب قرار می گیرد و قابلیت جمع پذیری ندارند .
.......................................................................................................................... پایان مطلب
برگرفته از : پایگاه خبری - تحلیلی کلمه
![]()
» رئيس دولت اصلاحات با تمجيد از ميرحسين موسوي اظهار داشت:«به دلايل مختلف ترجيح ميدادم و ميدهم آقاي مهندس موسوي بيايد.احساس ميکنم تنگ نظريها و مشکلاتي که وجود دارد در مقابل بنده زيادتر خواهد بود و ميترسم با آمدن من هزينه مردم افزايش يابد.» به گزارش "ايلنا"، سيد محمد خاتمي در جمع خانوادههاي معظم شهدا با ابراز خشنودي از اينکه در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و دهه فجر در جمع آنهاست، گفت:«شهيدان شما بيشترين هزينه را براي انقلاب و آرمانهايشان پرداختند.جان شهيدان خيلي ارزشمند بود ولي فکر ميکنم هزينهاي که خانوادههاي شهدا پرداختند کمتر از آن چيزي نيست که شهيدان پرداختند.»
وي افزود:« متاسفانه يکي از خسارتهايي که ما داريم علاوه بر اينکه به خاطر بعضي ندانم کاريها،موجب زيانها و نقصهاي اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي به جامعه ميشود؛معتقدم يکي از مشکلاتي که کم و بيش وجود دارد و متاسفانه امروز بيشتر وجود دارد مصرف کردن نادرست ارزشها و پناه گرفتن در پشت آنها؛ براي توجيه بعضي مسائل،تثبيت منافع يا قدرت يا تصورات و سليقههاي خود است.» رئيسجمهور سابق کشورمان همچنين گفت:« شاهد اين هستيم برخيها گاهي براي توجيه سليقهاي،پشت سر ارزشها موضع ميگيرند و بسيار سخاوتمندانه ارزشها از جمله ياد و نام شهيدان را ارزان مصرف ميکنند.»
وي تصريح کرد:«به بهانه شهادت و عظمت آنها و جايگاه آنها در متن جامعه، کسانيکه روحشان،جانشان و سابقهشان خيلي با شهادت،مقاومت و ايثار هم رابطهاي ندارد، حتي حاضرند کساني را که بيشتر در خدمت دين و انقلاب هم بودهاند از صحنه بيرون کنند؛گاهي متوسل و متمسک به نام و ارزشهاي مقدس ميشوند و اين بزرگترين زياني است که ما ميکنيم.» رئيس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها تصريح کرد:«با اين کارهايي که ميشود، ارزشهايي که بايد براي عظمت اسلام و ايران و پيشرفت جامعه به عنوان پشتوانه قوي باشد، به صورت روزمره مصرف ميشود و اندک اندک در جامعه و نسلهاي آينده اين ارزشها از اعتبار ميافتد.»
وي همچنين پرسيد «اگر پشت نام شهيدان موضع بگيريم ولي در جامعه دروغ،ريا و تزوير رواج پيدا کند آيا جفا به خون شهيدان نکرده ايم؟آيا اگر اسلام و ارزشهاي اسلامي و مناسک را بهانهاي قرار دهيم، ولي شاهد رواج تحجر و خرافات و ظاهرگرايي که امام همواره با آنها مبارزه ميکرد به جاي حقايق دين که اخلاق و معنويت و سربلندي امت اسلامي است باشيم، به ارزشها جفا نکردهايم؟»
جمهوري اسلامي يعني مردم آزاد باشند،راي مردم تعيين کننده باشد
رئيس جمهور سابق کشورمان با تاکيد بر اينکه «در متن جامعه ما انقلاب اسلامي رخ داد تا وضع اجتماعي ما عوض شود»، اظهار داشت:«اين انقلاب، پيشنهاد جمهوري اسلامي را داد وجمهوري اسلامي يعني مردم آزاد باشند،راي مردم تعيين کننده باشد،حکومت برآمده از راي و خواست مردم و مسئول در مقابل آنها باشد.» وي تصريح کرد:«در جمهوري اسلامي مردم بايد بتوانند حکومت را نقد کنند،اظهار نظر داشته باشند و به آن اعتراض کنند حکومت هم بايد پاسخگوي مردم باشد و نيز نهادهايي باشند که قدرت را کنترل کنند.»
رئيس بنياد باران با بيان اينکه «البته ما مسلمانيم و اعتقاد داريم و دلمان ميخواهد معيارهاي اسلامي در جامعه و کشور حاکم شود»، گفت:«ولي مهم اين است که احکام و ضوابط اسلامي چگونه و در چه مسيري بايد تحقق يابند؟» خاتمي افزود:«اگر اسم جمهوري اسلامي داشته باشيم، ولي بد اخلاقي در آن ارزش باشد از مسير منحرف شده ايم.اگر اسم جمهوري اسلامي داشته باشيم ولي تبعيض در جامعه زيادتر شود حالا هر چقدر هم شعار اسلامي سر دهيم اما اين به معناي رسيدن به اهداف جمهوري اسلامي نيست.»
وي همچنين گفت:«رسالت اسلامي ما اين است که در دنيايي که هستيم الگو بسازيم.بايد نظامي داشته باشيم که مزاياي نظامهاي امروز را داشته باشد ولي معايب آنها را نداشته باشد، حتي خيلي چيزها داشته باشد که آنها ندارند.» رئيسجمهور سابق کشورمان تصريح کرد:«در درجه اول کشور بايد پيشرفته شود،ثروتمند باشد،نيازمند به ديگران نباشد،علم و تکنولوژي و پيشرفت در حد اعلاء داشته باشد.»
اگر بتوانيم الگويي مناسب از انقلاب بسازيم، اين خود بهترين روش براي صدور آن است
رئيس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها با بيان اينکه «بناي ما صدور انقلاب به صورت فيزيکي نبوده است»، يادآور شد:«اگر بتوانيم الگويي مناسب بسازيم، اين خود بهترين روش براي صدور انقلاب است.» خاتمي افزود:«بايد الگويي ساخت که پيشرفته، برخوردار و داراي عدالت باشد، البته بخشي از عدالت توزيع ثروت و امکانات است که تقويت بخش خصوصي،سرمايهگذاري خارجي و حضور در بازارهاي جهاني و عدم اتکا به نفت لوازم آن است.»
خاتمي افزود:«براي اصلاح در جامعه، اخلاق از همه ظواهر اولي است.اگر در جامعه انسان؛ احساس امنيت کرد حکومت هم امن خواهد شد.پايه امنيت رضايت مردم است.» خاتمي تاکيد کرد:«امروز وقتي دوران گذشته را با دوران کنوني مقايسه ميکنيم از يک سو احساس سرافرازي ميکنيم و از سوي ديگر، دلمان براي کشور ميسوزد.همه ما مسووليم که ايران و مردم عزيز و بزرگوار ايران اوضاعي متناسب با شان و جايگاه کشور داشته باشند.»
ترجيح ميدادم و ترجيح ميدهم ميرحسين موسوي بيايد
رئيس بنياد باران در بخش پاياني سخنان خويش گفت:«هر آنچه درباره بنده گفتيد بزرگي ملت ايران و خود شما بود؛من انسان کوچکي هستم که همواره براي دين خدا،سربلندي کشور،آزادي مردم دغدغه خاطر داشته ام و امروز هم دارم و بنده هم احساس مسووليت ميکنم.» وي افزود:«اينکه گفتم يا من ميآيم يا جناب آقاي مهندس موسوي، به خاطر اين بود که همين احساس مشترک را در ايشان هم ديدم.»
رئيس جمهور سابق کشورمان تاکيد کرد:«اگر مهندس موسوي بخواهد بيايد، کشوررا با توجه به جهت گيريها و ارزشهاي اصيل و البته تحولات روز اداره خواهند کرد.» رئيس موسسه بين المللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها، افزود:«اگر بخواهيم 5 نفر ساده زيست و عدالت باور و آزادي خواه که ريا و تزوير نکنند را در کشور معين کنيم، حتما يکي از آنها مهندس موسوي است؛ همينطور ايشان عدالت و آزادي را با معيارهايي که بنده عرض کردم قبول دارد.»
وي تصريح کرد:«به دلايل مختلف ترجيح ميدادم و ميدهم آقاي مهندس موسوي بيايد.احساس ميکنم تنگ نظريها و مشکلاتي که وجود دارد در مقابل بنده زيادتر خواهد بود و ميترسم با آمدن من هزينه مردم افزايش يابد.»
.......................................................................................................................... پایان مطلب
قسمت نخست
» آن چه این روزها تعجب آنان که منطبق بر واقعیت و متکی بر وقوع پیشامدی که رخ دادن آن بر روی روال افتادن چرخه ی اداره ی کشور بر سیاقی خارج از روش نابخردانه ی کنونی به سمت اصلاح امور را در پی داشته باشد ، می اندیشند را از موضع گیری برخی اصلاح طلبان بر می انگیزد ؛ اصرار ایشان بر ارجحیت دادن خاتمی عزیز بر میر حسین به عنوان کاندیدای مطلوب اصلاح طلبان در برهه ی کنونی است . اصراری که خاتمی خود بنا به استدلالاتی کاملاً منطقی سعی بر اقناع جمع مصرشده بر آمدن خود به عرصه ی رقابت انتخاباتی دارد تا شاید دست از بازی نامعقولی که از سر احساسی کردن فضای سیاسی بدان مشغولند بردارند .
آن چه مبرهن است تنها استدلال آنان که به حضور خاتمی تأکید دارند ، مبتنی ست بر توان رأی آوری بالای وی و بدین واسطه امکان عبور بی دردسرتر ایشان از مهندسی احتمالی آرا در انتخابات پیش رو توسط طیف حاکم . اینان اما تا به اکنون هیچ یک از دغدغه های خاتمی را برای قانع شدن وی جهت ورود مقتدرانه به عرصه ی رقابت در پیشگاه وی و هم ملت هوادار خاتمی هنوز پاسخی شایسته نگفته اند .
پر واضح است که خاتمی تنها کسی ست که بدون کوچک ترین تردید و با رأی بالا از سد احمدی نژاد خواهد گذشت اما هیچ به بعد از حضور وی اندیشیده اند آنان که داعیه ی هواداری خاتمی را البته تنها به شعار دارند . بر هیچ کس پوشیده نیست که آمدن خاتمی علی رغم رغبتی که در عمق دل آنان که حقیقتاً خاتمی را دوست داشته و لیاقت وی بیشتر از این ها می دانند به وی برای این که باری دیگر او را در قامت ریاست جمهوری اسلامی ببینند دارند توسط عده ای که شعله های بغض و خشم و کینه بر ذهن و فکرشان حکومت می کند برتابیده نمی شود . بالطبع به واسطه ی حضور دوباره ی خاتمی در عرصه ی قدرت رفته رفته فضای مدیریت کلان کشور در برهه ی حساس کنونی که مملکت نیازمند جدی به فضایی آرام برای پیشبرد مدبرانه ی امور است را به عرصه ای کاملاً دوقطبی سوق می دهد که فرصت کار و فعالیت از دولت آتی خاتمی در صورت نشستن در کسوت ریاست جمهوری دهم را خواهد گرفت و وی را با چالش های جدی مواجه خواهد کرد که دولت را حتی در پاسخ گویی به خواست فزاینده ی مردمی جهت حل نابسامانی های به بار آمده در چهار سال اخیر دچار مشکل جدی خواهد نمود چه رسد به این که برای حل و فصل نتایجی که از سر سیاست گذاری های دولت نهم تازه حاصل خواهد آمد بتواند با فراغ بال تدبیری جانانه بیاندیشد و هم اعمال دارد .
فارغ از حقیقت بیان شده که منجربه ناکارآمدی فاحش اما ناخواسته ی دولت دهم خواهد شد اما خلائیست که با کوچ خاتمی از « راهبری اجتماعی » به « عرصه ی مدیریت دولتی » در هدایت جامعه به سمت تعالی مدنی به نحو بارزی جلوه خواهد نمود . خاتمی همیشه به عنوان شخصیتی دارای احترام و ایده های شایان توجه برای عرضه جهت طرح گفتمان های ناب و به هم آمیخته ی ملی و دینی در عرصه ی ملی و هم بین المللی مطرح بوده که یارای او برای جهت دهی فکری جامعه به منظور رهنمون شدن به سمت جامعه ای ایده آل از باب نفوذ و محبوبیت فراتر از حد معمولی که در قلوب ایرانیان دارد به توانمندی به مراتب نازل تر از دیگران برتری مشهود دارد . طبعاً با ورود خاتمی به مجموعه ی سعدآباد و نهاد ریاست جمهوری جدای از عدم امکان اعمال مدیریتی شایسته و مطلوب نظر حتی خود وی برای پیش بری اداره ی هرچه بهتر کشور،قاعدتاً از موقعیت پیشبرد راهبردهای نظری خود برای راهبری جامعه نیز فارغ شده و امکان بهره گیری عرصه عمومی از این موهبت نیز از او صلب خواهد شد .
طبعاً رویدادن فرض های فوق خاتمی را به واسطه ی بی تدبیری عموماً تکنوکرات هایی که تنها برای کسب دوباره ی میزهای قدرت و منفعت گرایی شخصی مصرند به حضور دوباره ی وی ، به مهره ای هرز رفته مبدل خواهد کرد که از این باب انقلاب و نظام نیز از امکان بهره بردن از شاید آخرین تیر چله ی کمان خود برای روز مبادا را بی نصیب خواهد نمود .
حضور میر حسین اما در این موقعیت بنا به حکم عقل نسبت به خاتمی دارای ارجحیت است به هزار و یک دلیل موجه که خاتمی خود بر این دلایل تاکید واضح وجدی می کند ....
......................................................................................................................... پایان مطلب
برگرفته از : وبلاگ شخصی محمد علی ابطحی
» من کلاً از آدمهای صریح که حرفهایشان را نمیپیچانند لذت میبرم. یکی از اینها آقای قربانی، عضو هیأت رئیسهی مجلس و سخنگو و عنصر کاملاً جدی و تأثیرگذار اصولگرایان است. اگر واقعاً بخواهیم بفهمیم رابطهی اصولگرایان و مردمسالاری و رأی و این حرفها چیست، بدون اینکه نیاز به شرح و توضیحی باشد، این مصاحبهی ایشان را بخوانید؛ صریح و شفاف و بیرودربایستی. حیف است که مردم واقعیت برداشت اصولگرایان را از زبان خودشان ندانند. حکایت عمیقی از مبانی اندیشهی اصولگرایان دارد:
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»««««««««««««««««««««««««««««««««««
- نظرتان در مورد آمدن آقای موسوی چیست؟
آمدن ایشان نه به مصلحت اسلام است نه به مصلحت مسلمین که یک اصلاح طلب برای انتخابات ریاست جمهوری بیاید.
- شوخی میگویید یا جدی؟ مصلحت مسلمین یعنی چه؟
نه جدی میگویم. تا به حال کی شوخی کردیم.
- حتی اگر مردم به آمدن میرحسین اقبال نشان بدهند مصلحت چه معنا دارد؟
اصلاً به مصلحت نیست.
- اما میرحسین موسوی فردی است که همواره مورد حمایت امام خمینی بود و مردم هنوز این موضوع را فراموش نکردهاند.
تا وقتی امام خمینی او را قبول داشت، میرحسین هم نخست وزیر بود. الان که امام دیگر حضور ندارد و ...
- یعنی الان به آرمانهای امام توجهی نمیشود؟
چرا به آرمانهای امام توجه میشود، اما همان امام فرمودند شرایط زمان؛ همان امام بهترین جانشین پس از خودشان را انتخاب کردند و همان امام هم فرمودند همه باید تابع امر باشیم.
- مصلحت یعنی چه؟
مملکت را به اصلاحطلبها بدهند خوب نیست.
- برخی اصولگراها میرحسین را اصلاحطلب نمیدانند.
وقتی میگویند یا ما میآییم یا خاتمی خب معلوم میشود همبستگی فکری دارند.
- اصلاحطلب بودن چه ایرادی دارد؟
میرحسین را اصلاحطلب در چارچوب نظام میدانیم. بعضی اصلاحطلبان از چارچوب نظام خارج شدند.
- خب اصلاحطلب در چارچوب نظام آمدنش صلاح است یا نه؟
مصلحت نیست اصلاحطلب بیاید.
- به مصلحت نیست کاندیدا شوند یا به مصلحت نیست رأی بیاورند؟
کلاً به مصلحت نیست.
- اگر خاتمی یا میرحسین کاندیدا شوند رأی میآورند؟
به مصلحت نیست رأی بیاورند.
- شما که نمیتوانید برای مردم تعیین تکلیف کنید.
پس نتیجه این است که مصلحت نیست بیایند.
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»««««««««««««««««««««««««««««««««««
حال کردید؟! دیدید آدم باید از آقای قربانی خیلی تشکر کند که اینقدر صریح حرف میزنند و تکلیف برای مردم تعیین میکنند؟!
.......................................................................................................................... پایان مطلب
نویسنده : محمدرضا تاجیک
برگرفته از : پایگاه خبری - تحلیلی کلمه
» کمتر (اگر نگویم اصلا) ندیده و نشنیده بودم که خاتمی به این غلیظی (الیته همراه با تحلیلی عمیق) از شخصیتی حمایت کرده باشد. اما آن روز (و بعد روزهای دیگر) خاتمی با احساسیترین در عین عالمانهترین و لطیفترین در عین شدیدترین بیان، از میرحسین موسوی یاد کرد و از بزرگی و بزرگواریهای ایشان برایمان گفت، و گفت دربارهی او با احترام سخن بگویید؛ حرمت او را پاس بدارید؛ ملاحظات او را درک کنید؛ او را همچون من دوست بدارید؛ از او به حکم عشق و عقل حمایت کنید؛ محذورات و محدودیتهای او را درک کنید؛ بیتوقع و بیتقاضا در هموار کردن مسیرش بکوشید؛ تصورها و تصوریرهای ناصواب خود از تابلوی اندیشگی او تصحیح کنید؛ در قضاوت دربارهی او، از راه ثواب و انصاف منحرف نشوید.
کمتر (اگر نگویم اصلا) ندیده و نشنیده بودم که اصلاحطلبان، در این عمق و گستره، ضمن تاکید بر مواضع اصولی خود و تصریح بر فاصلهی انتقادی خود نسبت به برخی مواضع نظری و عملی میرحسین موسوی، با وی فاصلهزدایی کرده باشند و در سیمای وی، «امید به آیندهای بهتر»، «امید به تغییر و اصلاح»، و در یک کلام، «امید به امتداد و استمرار جنبش اصلاحات» را جستوجو کرده باشند. چهرهی زیبای این فاصلهزدایی را میتوان در گفتار و نوشتار و رفتار آن عده از اصلاحطلبانی که با تمامی عشقی که به خاتمی میورزند و بیحضور او، هر گونه حضوری را بیروح و معنا میدانند، و آن عده که نسبت روزآمد و کارآمد بودن گفتمان موسوی در زمانهی متفاوت کنونی به دیدهی تردید مینگرند، آشکارا مشاهده کرد.
اصلاحطلبان حامی خاتمی، نیک میدانند که در شرایط دورانساز کنونی، این «فاصلهزدایی» باید قرین با نوعی «فاصلهزایی» باشد. از این رو، به حکم شور و شعور و انگیزه و انگیختهی ملی، برآنند تا با ترسیم و تقدیم این «فاصله»، مجال تصمیم و تدبیر آزادانه را در اختیار میرحسین موسوی قرار دهند؛ حساسیتهایی که به هر دلیل (درست یا نادرست) با نام و شخصیت آنان عجین شده را بر ایشان بار نکنند؛ ایشان را در فضای گفتمانی خاص محصور و محدود نکنند؛ استعداد و اعتبار فراحزبی ایشان را دچار خدشه نکنند؛ انتخابهای ایشان را تحت تاثیر انتخابهای خود قرار ندهند؛ و در یک کلام، به او اجازه دهند که در فضای اندیشگی خود بیندیشد، تصمیم بگیرد و تدبیر کند.
امروز، پرسش تاریخساز/سوزی که پیشاروی هر اصلاحطلبی (بهطور اخص) و هر انسان ایرانیای (بهطور اعم) قرار دارد این است که در چه عمق و گسترهای آمادهایم با حفظ «فاصله»های گفتمانی خود، برای تمهید و تدبیر آیندهای بهتر برای مردمان این سرزمین کهن و متمدن، با شخصیتی همچون موسوی فاصلهزدایی کنیم و تمامی عشق و محبت و حمایتی را که نثار خاتمی کردیم، نثار او کنیم؟
.......................................................................................................................... پایان مطلب
سخنان مهم میرحسین در دیدار با اقلیت مجلس
برگرفته از : پایگاه خبری - تحلیلی کلمه

» کلمه : مهندس میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران در دیدار جمعی از نمایندگان فراکسیون خط امام مجلس، گفت: گفتمان حاکم بر آن دوران و نقش مهم حضرت امام (ره)، اتخاذ سیاست هایی را در کشور ایجاب میکرد که در هماهنگی با یکدیگر ذائقه خوشی را در ذهن مردم به یاد گذاشتند، به گونهای که اکنون که به دیروز خود در روزهای نخست انقلاب باز میگردیم از آن دوران به خوبی یاد میکنیم.
وی با بیان مثالی در توصیف گفتمانی آن دوران گفت: نقش حضرت امام (ره) در آن دوران بسیار مهم بود و فضا به گونهای پیش میرفت که تمام فعالیتها در هماهنگی با یکدیگر بود. این امر ذائقه خوشی را در دل مردم نگه داشت.
وی به سخنان نمایندگان مجلس شورای اسلامی که خود را عضو فراکسیون خط امام (ره) میخواندند اشاره و خاطرهای از دوران اوایل انقلاب نقل کرد: سال 1357 بعد از اعتصاب طولانی بازار قم و بعد از اینکه اعتصابها به پایان رسید یکی از دوستان به نمایندگی از جمع ما به قم رفت تا ببیند چه خبر است. وقتی آمد تصویری از آنجا به ما داد که هیچ وقت از ذهن من دور نمیشود. او میگفت با ماشینش از جلوی مغازه هندوانه فروشی رد میشد که فروشنده آن پیرمردی بود. این دوست ما می گفت اغلب هندوانه ها پوسیده است بودند و به ذهنش رسیده بود به گونه ای کمکی به پیرمرد کند تا به غرورش هم برنخورد. به فروشنده گفت چندتا از این هندوانهها را بکشد و در ماشین بگذارد. پیرمرد نگاهی به این دوست ما میکند و میگوید: «ما خمینی نمیفروشیم». یعنی اعتقاد و ارزش خودمان را فدا نمیکنیم.
اعتماد مردم، اصلی ترین سرمایه
موسوی به سرمایههایی مانند اقتصادهای نیرومند، موشکهای قاره پیما، متحدین بسیار و ... که در دنیای امروز حاکم است اشاره کرد و گفت: ایران این سرمایهها را ندارد اما سرمایهی ما آن سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم است.
به گزارش کلمه، وی ارزشهایی را که انقلاب به جامعه منتقل کرد را تشریح کرد و گفت: «پیش از انقلاب در جامعهی ما همه چیز قابل خرید و فروش بود و همه چیز کالایی شده بود که در اصطلاح علوم انسانی به آن «جامعه سوداگر» میگویند. در چنین جامعهای حتی ارزشهای فرهنگی، آبرو و حیثت سیاسی فرد هم قیمت دارد. بعد از انقلاب به جامعهای منتقل شدیم که مردم وقتی حتی با مشکل اقتصادی مواجه میشدند اما مراقب خلل وارد نشدن به ارزشها هم بودند. مسئلهی اقتصادی در مقابل اعتقادات رنگ میباخت. این همان سرمایهی اصلی بود که در جنگ و اول انقلاب داشتیم.
آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی معتقد است کشوری که در منطقه حساسی است و دشمنان زیادی دارد؛ مجبور است به این سرمایههای اجتماعی برگردد.
خیلی چیز ها امروز قابل خرید و فروش شده است
وی افزود: امروز در غلتطیدن جامعه به سمت جامعه سوداگر (به معنای مدرن خود و نه بازار سنتی) است که امکان میدهد فردی امید ببندد با پول بتواند رای نمایندگان را بخرد یا فردی با وعده 5 میلیونی برای هزینه کردن مثلا در فلان مسجد در فکر تطمیع نمایندگان باشد. در اول انقلاب چنین تصور نمیشد کرد که حتی با ظاهر خداپسندانه به نام دین، نمایندهی مجلس را تطمیع کرد. این درد بزرگی در کشور است که خیلی چیزها قابل خرید و فروش کردن نبود اما هم اکنون قابل خرید و فروش شده است.
وی خاطرهای از سفر سال 1369 خود به کشورهای برزیل و آرژانتین تعریف کرد و گفت: حدود 10 روز به سفر برزیل و آرژانتین رفتم و در نهایت گزارش سفر را به آقای هاشمی ارائه دادم. در این سفر متوجه شدم کشور برزیل با وجود اقتصاد قوی حدود 7 میلیون کودک خیابانی داشت. وی این سوال را مطرح کرد که ما دنبال چه جامعهای هستیم؟ آیا اقتصاد قویای که 7 میلیون کودک خیابانی به دنبال دارد مطلوب است؟وی افزود: تصویر از جامعه مطلوب روشن نیست. فراموش کردیم به دنبال چه بودیم و به کجا میرویم؟میرحسین موسوی به تعریف جامعه پیرو خط امام (ره) پرداخت و گفت: جامعه مدرن، قوی، پیشرو، استفاده کننده از تمام تجربیات بشری با حاکمیت ارزشهای اسلامی و انسانی است.و یکی از مشکلات جامعه امروز را نحوه استفاده از منابع کمیاب عنوان کرد و گفت: منابع کمیاب مانند ارز و حتی موقعیتهای اجتماعی و سیاسی است. وی به تعریف این نوع منابع کمیاب پرداخت و گفت: همین تریبون مجلس نیر میتواند یک منبع کمیاب محسوب شود که عدهای خاص میتوانند از آن استفاده کنند.
وی معتقد است هر میزان منابع کمیاب در خدمت اهداف راهبردی تری قرار گیرد فساد در یک کشور کمتر میشود و رشد با ثباتتری به وجود میآید و پرخوری و کیسه دوختن از بیت المال کمتر میشود.
موسوی افزود: هر چه استفاده از این منابع در راستای اهداف کوتاه مدت، رای امروز و فردا، رضایت آنی مردم و نه مصالح واقعی آنها باشد امکان فساد و انحراف زیاد میشود.
استفاده از منابع در راستای اهداف کوتاه مدت فاجعه بار است
وی با اشاره به استراتژی امنیت ملی آمریکا در دولتهای مختلف آن گفت: 98 درصد این استراتژی در همه دولتهای روی کار آمده در ایالت متحده یکسان بوده است و اینگونه نیست که همه سیاستها را زیر سوال برد و تغییر داد. به خاطر اینکه راهبردها منافع حیاتی و ملی یک نظام است. نمیتواند هر روز دچار نوسانی بشود به دلیل اینکه دولتی آمده است و دولت دیگر رفته است.
وی نمونه فاجعه بار این استفاده از منابع در راستای اهداف کوتاه مدت را نحوهی استفاده از صندوق ذخیره ارزی دانست و گفت: منابع ارزی در هر کشوری مثل ما جزو مولفههای اصلی پایداری کشور است.
وی افزود: این درآمدها اگر بدون توجه به تواناییهای کشور و بدون توجه به قدرت جذب کشور در جای غیر خودش هزینه شود علاوه بر تلف کردن منابع فساد را هم به دنبال خواهد داشت.
وی یادآور شد: برنامه ریزی میتواند میزان توانایی اقتصاد کشور را برای جذب ارز به ما بگوید. یقیناً نقطه بهینهای برای مصرف بیابد که اضافه مصرف کردن آن نادیده گرفتن منافع ملی است.
به گفته مهندس موسوی، از زمانیکه فشارها در زمینه سیاست خارجی و مسائل هستهای شدت گرفت همه معتقد بودند باید وضعیت داخلی سروسامان بیشتری گرفته شود که اگر کشور در معرض تعرضی قرار گرفت امکان پایداری بیشتری فراهم شود. همان موقع منابع ارزی مهم ارزیابی میشد تا برای روز مبادا خرج شود.
آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی با یادآوری این که فرآیند سیاستگذاری عمومی در بستر یک ساختار و مستقل از افراد شکل میگیرد گفت: از زمان قاجار که ارتباطات ایران با دنیای بیرون شکل میگیرد برخی از موسسات ایجاد میشود. زمان پهلوی اول و دوم این موضوع گسترش پیدا کرد. انقلاب اسلامی سوار بر این ماشین میشود، موسسات و نهادهایی را به آن اضافه میکند و نهادهایی را تغییر میدهد، اما ماشین را نابود نمیکند.
وی تصریح کرد: انقلاب به اهمیت برخی از وزارتخانهها، شوراها و سازمانها پی برده بود و آنها را حذف نکرد چرا که هر یک از این ساختارها ابزاری برای سیاست گذاری و تصمیم گیری عقلانی بودند. از این رو روشن است که نابودی این ابزارها به معنای از دست دادن قدرت تصمیم گیری عقلانی است. وی تأکید کرد حفظ ساختارهای فرآیند سیاست گذاری عمومی ارتباطی با گرایشهای سیاسی ندارد و جریانهای سیاسی چپ یا راست برای تصمیم گیری عقلانی ناگزیر از استفاده از آن هستند.
موسوی در ادامه گفت: اگر رل این دستگاه را از بین ببریم و ترمز آن را از کار بیاندازیم، هنگامی که سازمان برنامه و بودجه نداشته باشیم، روشن است که لایحه تحول اقتصادی به شکل کنونی در مجلس مطرح خواهد شد.به گفته موسوی یکی از مهمترین وظایف ساختارهای سیاست گذاری این است که تصمیمات هر فرد مسوولی متاثر از یک مسیر عقلانی باشد.
وی گفت: اگر شورای پول اعتبار، دستگاههای نظارتی و دهها شورایی که یک شبه تکلیفشان روشن شد، سرکار خود باشند، تصمیمات دولت و تصمیمات هر فردی هم که در نظام اجرایی است مشروط می شود. دلیل ایجاد شوراها هم همین است.
میرحسین موسوی تأکید کرد: واضح است در نبود ساختارهای سیاست گذاری و شوراهای عالی تصمیم گیری در نظام اجرایی، بزرگترین نابغه تاریخ بشریت نیز نمیتواند جایگزین تک تک دستگاهها و وزارتخانهیی شود که هر یک منافع بخشی را نمایندگی میکنند.
نمیتوان تصمیمات یک فرد را جایگزین یک شورا کرد
وی با تأکید بر این که در فرآیند سیاست گذاری عمومی هر یک از وزارتخانهها منافع بخشی را نمایندگی میکنند، توضیح داد: دستگاهها و وزارت خانههای دولت همچون وزارت کشاورزی با وزارت بازرگانی تضاد منافع دارند، این تضادها بازتاب تضاد منافع در کشور هستند و هنگامی که وارد شوراهای تصمیمگیری میشوند، میتوان به یک تصمیم جمعی رسید.
وی افزود: هنگامی که شوراها را حذف می کنیم و جایگاه آن ها را تنزل می دهیم، قطعا در کنار یک تصمیم درست، تصمیمات غلط متعددی نیز گرفته خواهد شد.
میر حسین موسوی با تأکید بر ارزشمندی شوراهای عالی تصمیم گیری تصریح کرد: نمیتوان تصمیمات یک فرد را جایگزین شورای پول و اعتبار کرد. جای سازمان مدیریت وبرنامه ریزی را با چیز دیگری نمیتوانیم پر کنیم و صرف این که بگوئیم برخی کارشناسان این نهاد سکه میگرفتند و بودجه را تخصیص میدادند، نمیتواند دلیلی برای حذف یک شبهی سازمانی که حاصل 60 سال تجربه و دانایی کشور است باشد.
تنوع طیف سیاسی منتقدان سیاستهای جاری نشان دهنده انگیزههای غیر جناحی است
نخست وزیر دهه نخست انقلاب اسلامی تأکید کرد: مسئله امروز کشور ما فراتر از مسائل جناحی و در واقع خدشه دار شدن مسیر تصمیمسازی و سیاست گذاری عقلانی است.
وی با اشاره دیدگاههای منتقدانه آقایان دکتر سبحانی و دکتر توکلی در نقد لایحه هدفمند کردن یارانهها افزود: تنوع طیف سیاسی منتقدان سیاستهای جاری خود نشان دهنده آن است که دغدغه بسیاری از انتقادات نه انگیزههای جناحی بلکه انگیزههای معطوف به عقلانیت تصمیم گیری و سیاست گذاری است.
موسوی ادامه داد: از دولت انتظار داریم تا به بحثها و نقدهای کارشناسی در سطح ملی اهمیت دهد و احتمال بدهد که در میان منتقدانش دلسوزانی وجود دارد.نخست وزیر دههی نخست انقلاب اسلامی با اشاره پیش بینی و اظهار نگرانی برخی از منتقدان مبنی بر احتمال وقوع آشوب و تبعات امنیتی این لایحه، گفت: من حتی این ظن را دارم که نکند عدهای دانستهاند که چه اقدامی میتواند باعث شود موقعیت ما در برابر جهانی که خصمانه نگاه می کند تضعیف گردد.
وی با تأکید بر درستی تلاش برای هدفمند کردن یارانهها، نسبت به تبعات شتاب زدگی در این لایحه هشدار داد.موسوی با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: هر فردی که میخواهد بیاید باید در کلام خود این تعهد را داشته باشد که کشور را در مسیر عقلانی هدایت کند.وی با اشاره به جنگهای تعرفهای آمریکا و ژاپن و آمریکا و اروپا گفت: در حالی که مهد سرمایهداری دنیا به عنوان عضو سازمان تجارت جهانی برای خود مرزهای تعرفهای جدیای تعریف میکند، ما امروز در ایران مرز تعرفهای نداریم، به طوری که نه تنها انواع کالاهای چینی بلکه حتی کانگورو و انواع حیوانات آفریقایی را نیز میتوان در بازارهای ایران خریداری کرد.میرحسین موسوی با انتقاد از سیاستهای تعرفهای جاری، واردات میوه و چای به طور مثال گفت: گویی که اگر کاشف السلطنه چای در دوران قاجار را به ایران آورده است، ما میخواهیم آن را ریشه کن کنیم.
مهندس موسوی رهاسازی و یلهسازی را متفاوت از آزادسازی اقتصادی عنوان کرد و گفت: این دو مقوله متفاوت است. وی افزود: وقتی صحبت از کالاهای وارداتی می شود که دل همه به درد میآید تاثیرات مهم مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پشت آن وجود دارد که متأسفانه معمولاً مورد غفلت قرار میگیرند.
وی به معنای اقتصادی واردات اشاره کرد و گفت: در کشوری که مرزهای آن باز است، صادر کننده بیگانه دیگر تنها به فروش کالاهایش در ایران بسنده نمیکند بلکه با کارخانهدار اصیل ایرانی بحث میکند که چرا تولید می کند، او میتواند با واردات کالای خارجی سود بیشتری کسب کند.وی افزود: من نمی گویم که حسن نیت نیست اما معتقدم که در تصمیم گیریها از عقل جمعی و کارشناسان استفاده نمیشود.
موسوی با بیان این که کارشناسان دشمن مسوولان نیستند، گفت:در صورتی که در تصمیم گیریها از عقلانیت جمعی استفاده کنیم، یقیناً میتوانیم راه حلهایی برای رهایی از بحرانهای پیش روی کشور بیابیم. موسوی خاطر نشان کرد: از کنار 10 هزار مدیری که حاصل گفتمان انقلاب هستند نباید به سادگی گذشت. وی یادآور شد: همچنان که سرداران دفاع مقدس همچون شهید باکری زائیده گفتمان انقلاب بودند، بخشی از مدیریت کشور حاصل شرایط و گفتمانی تکرار ناپذیرند.
وی با انتقاد از تخریب 80 تا 90 درصدی بدنه مدیریتی کشور تأکید کرد: در وضع كنوني ما به استفاده از اين ظرفيت عظيم نيازمندتر از هر زمان ديگر هستيم.وی تأکید کرد: در وضع کنونی حتی اگر همه نوع سرمایهای در کشور وجود داشت و حتی اگر فراوانی نیروی انسانی در کشور وجود میداشت و مدیریت کشور 100 برابر قویتر بود، باید این نسل را حفظ میکردیم.
جذب سرمایه گذاری خارجی نیاز به ثبات مدیریت دارد
میرحسین موسوی جذب سرمایه خارجی را در صورتی امکان پذیر عنوان کرد که حداقل مدیریت سازمانهایی مانند بانک مرکزی تثبیت شود و در عرض سه سال سه مدیر عوض نشود. وی افزود: سرمایه گذار خارجی دیوانه نیست که با این شرایط در کشور سرمایه گذاری کند. اگر هم سرمایه گذاری میآید تنها برای غارت است تا در مدت سه چهار ماهه غارت کند و برود.
وی اظهار امیدواری کرد تا دولت برای خدمت به نظام جمهوری اسلامی سازمان برنامه و شوراها را احیا کند نه آنکه به رغم اصرار مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام هنوز شوراهای عالی کشور در محاق تعطیلی باشند.
وی این پرسش را مطرح کرد که چه ایرادی دارد اگر دولت به مصلحت کشور فکر میکند کمی مکث کند و بگوید در اینجا اشتباه شده و باید تصحیح شود؟
وی با اشاره به آقایان خاتمی و کروبی گفت: من به هر دوی این بزرگوار ارادت دارم و ارزش کار آنها را می دانم و قدر زحماتی که برای انقلاب کشیده اند را میدانم. وی با اشاره به صحبتهای نمایندگان مجلس در این جلسه گفت: تک تک این صحبتها برای من اهمیت دارد و درباره آن ها فکر میکنم.
.......................................................................................................................... پایان مطلب

