» زمان به سرعت می گذرد و فرصت ها را با خود می برد و در این گذرگاه زمان ، نظرات و اندیشه ها اگر پنهان بماند ، مرور زمان عمرشان را می کاهد . آنگاه سرزنش خود از این که چرا آنچه را باید عیان به بیانش می پرداختی ؛ ناگفته ماند و از ذهن دور و دورتر گردید تا که رنگ کهنگی و بی اثری به خود گرفت ، دیگر سودی نخواهد داشت .
در این مقال قصد بر آن است تا نظر روزنامه نگاران جوان هم دیار خود را به تأثیر اندیشه ها و آموزش های پروفسور ماری گاردنر در روند پیشرفت و ارتقای روزنامه نگاری جهان معاصر جلب کنم که در جایی چنین می نویسد : در پشت پرده ی هر سیاست مدار و یا هر دولت مرد موفق و بلندآوازه ای ، یک خبرنگار لایق و زبردست قرار دارد که در صورت نبود این خبرنگار ، آن مقام هرگز امکان دستیابی به این موقعیت از شهرت و قدرت را ، نمی یافت . وی که در دوم فوریه 2004 در ایالت ماساچوست ایالات متحده دار فانی را در سن 83 سالگی وداع گفت در کتاب های خود به شرح مصادیق متعدد در جهت تأیید نظریه ی خود می پردازد . پس از انتشار این نظریه بود که مقامات به دست و پا افتادند تا رسانه ها ، بهترین خبرنگار خود را مأمور به پوشش کارهای ایشان کنند که این سابقه تا به امروز تداوم یافته است .
دکتر گاردنر که پنج دهه در دانشگاه های مینه سوتا ، تگزاس و میشیگان ؛ به تدریس روزنامه نگاری پرداخته و در چندین دوره ی جدی آموزش ضمن کار ، روزنامه نگاران آمریکای لاتین را به ویژه با شیوه های نوین روزنامه نگاری آشنا نموده ؛ در کتاب دیگرش ، بر این نکته تأکید دارد که : خبرنگار پیش از نوشتن خبر ، ملزم است به این که اطلاعات کافی و وافی از آن را به دست آورد ، قوانین و سوابق رویداد را خوانده و تنها به اظهارات ، اعلامیه ها و نطق های رسمی و از پیش تهیه شده اکتفا نکند .
به عقیده ی بسیاری اما ، روزنامه نگاری در کشور ما ، هیچ گاه نتوانسته از بدو تولد به عنوان یک حرفه ی مشخص و بارز برای افراد ، در مسیری حرفه ای راه خود را تداوم بخشد . چه در ابتدای ظهور در عهد امیرکبیر که هیچ کس را در ایران ذهنیتی از مطبوعات و اطلاع رسانی نبود ، چه در دوران مشروطه که به ظن برخی از دوران آزادی برای مطبوعات در ایران بوده و چه دوران اصلاحات که به اعتقاد بسیاری از اساتید فن ؛ اوج آزادی روزنامه نگاران محسوب می شود و نهایتاً حتی در هم اکنون که در دولت نهم از نظام جمهوری اسلامی ، بسیاری دم از آزادی مطبوعات و تعامل با اهالی رسانه می زنند و در عمق تقیدی بدان نداشته و در جهت محدودیت آن گام برمی دارند .
به اعتقاد برخی که متأسفانه نگاه غالب بر گردانندگان نشریات نیز شده است ؛ مطبوعات بهتر آن است به جای پرداختن به موضوعات مسئله دار که جامعه تشنه ی تحلیل و آگاهی نسبت به آن است ، تنها به قصه گویی مشغول آیند تا شهروندان به خوابی عمیق فرو روند و پای مطبوعات هم بر روی پوست خربزه نلغزد .
......................................................................................................... ادامه ی مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
» با تأکید بر این مهم که جدایی دین از سیاست ، در هر صورت در یک جامعه ی دین دار و دین محور ، امکان تحقق نمی یابد اما از موضع شفقت نسبت به مقوله ی دین ، باید پذیرفت که نهاد دین با نهاد سیاست متفاوت و مجزای از یکدیگر است . اگر بپذیریم نهاد دین نهادی ست که تلاش و سعی او معطوف است به آموزش ، تبلیغ و هم پژوهش در عرصه ی مباحث و مسائل دینی ، بر این مبنا روحانیت به عنوان نماد عینیِ نهاد مزبور و هم به عنوان کسانی که قصد خود را در راستای شناختن دین ، تبلیغ آن و آموزش امور دینی در جامعه قرار داده ند بایستی مصالح خود را جدای از مصالح حکومت مورد عنایت قرار داده و غیر از مسند نشینان حکومتی باشند . هر چند ضرورت و اهمیت این مهم نافی حضور روحانیون در مسندهای حکومتی نیست منوط به آن که اضطراری بروز یافته یا به موجب عدم حضور افراد صالح جهت مسندی ، تکیه بر انتخاب یک فرد روحانی جهت احراز آن مسئولیت واجب آید که البته در این صورت قرار گرفتن در یک مسند ، به واسطه ی روحانی بودن نبایستی جایگاه ویژه تری را نسبت به دیگر افراد در پی آورده و یا حقی مضاف تر را ایجاد نماید .
لازم به توجه است که در صورت یکی شدن دو نهاد دین و سیاست ، آن چه بروز می یابد این است که پایگاه های نهاد دین و در نهایت حوزه ی تولید و نشر و حتی نقد فکر و اندیشه ی دینی بایستی تحت کنترل حکومت باشد که نتیجه ی آن جز تأسیس و تقویت دین حکومتی نخواهد بود . ظهور چنین دینی بدیهی ست که عدم اطمینان مردم نسبت به دین عرضه شده در جامعه را در پی خواهد داشت چه بسا جامعه را به سمت بی تفاوتی نسبت به محکمات دینی و حتی لائیک شدن رهنمون سازد .
.......................................................................................................................... پایان مطلب
» یک سال دیگر هم گذشت ؛ یعنی یک سال دیگر از سال های عمر ما تمام شد ؛ اما افسوس که ما چه قدر دیر به یاد « عمر » خود می افتیم . گنجینه ای که هر لحظه اش را باید غنیمت شمرد ، هزار هزار ثانیه هایش را زیر خروار خروار خاکِ فراموشی مدفون می کنیم و عین خیالمان هم نیست . آخرِ هر سال هم که می شود ، لحظاتی به عمرمان می اندیشیم و فوراً به یاد روزهای خوشِ نیامده مشغول می شویم . واقعاً که ما ، انسان های سخاوتمندی هستیم ! در بخشیدن وقت خویش آن قدر سخاوت به خرج می دهیم که انگار نه انگار همه ی متاع زندگی دنیای ما همین وقت است ؛ وقتی که در نظر ما به کمترین بهایی نمی ارزد . یک سوم آن را به خواب می گذرانیم و بخش هایی از ساعات بیداری نیز ... کاش به خواب می گذشت ! از گذشته ی خویش هیچ عبرتی نمی گیریم و زمان حال نیز اصلاً برایمان مفهومی ندارد . به روزهای آینده دل خوشیم . در آرزوی روزهای نیامده ، وقت خود را ول خرجی می کنیم ؛ غافل از آن که باید فرزند زمان خویش بود . هر چه هست و هر چه باید بشود ، ریشه در زمانِ حال دارد . باید وقت را غنیمت شمرد :
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حیات ای جان ! این دم است تا دانی
راز خوشبختی همه ی آن هایی که از سرمایه ی عمر خویش زیباترین بهره ها را گرفتند ، غنیمت شمردن لحظه لحظه های عمرشان بود . راز خوشبختی سعادتمندان را پیامبر رحمت به عنوان وصیت خویش به ابوذر غفاری هدیه کرد ؛ وصیتی که بزرگ ترین مصلح بشر برای بشریت دارد این است :
« ای ابوذر ! از آن بپرهیز که خیالات و آرزوها سبب شود که کار امروز را به فردا بیفکنی ؛ زیرا تو متعلق به امروز هستی و نه مال روزهای نیامده . در آن جا که کار مفید و خداپسندی می خواهی بکنی ، تأخیر روا مدار !
ای ابوذر ! به عمرت بیشتر بُخل بورز تا به مالت ! »
.......................................................................................................................... پایان مطلب
وقت آن است که مستان طرب از سر گیرند

در آمیزه ای از شور و شعف ، نوروز را به نظاره نشسته ،دل و دیده بر تحول شگرف طبیعت می سپاریم ... بدان آرزو که سرزمین وجودمان نیز همسان با این دگرگونی ، سرسبز و مشک آگین شود .
اینک در آستانه ی این رستاخیز زمینی باید که دل به دریای نقره فام تعالی زد و سوار بر توسن راهوار امید به زیارت آفتاب شتافت و در حضور آسمانی خورشید ، دست افشان و پای کوبان ، شراب الست سرکشید ... آنگاه خدایی شد تا ...
آسمان رشک برد بهر زمینی که در آن دو نفر یک دونفس بهر خدا بنشینند
نوروز با تمام زیبایی هایش از آن شما و سالی پربارتر از سال های بگذشته در پیش رویتان
برگرفته از : سایت کلمه

متن کامل بیانیه اعلام کاندیداتوری مهندس موسوی به شرح زیر می باشد :
بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات ریاست جمهوری كه بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیك میشود. در آستانۀ این رویداد سرنوشتساز جای آن است كه هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه كه به تحقق این آرمانها در چارچوب جمهوری اسلامی فكر میكند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یك جامعه ارزشی مبتنی بر آموزههای اسلام ناب محمدی (ص) و متكی بر اندیشههای حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی كند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست كه اینجانب طی ماههای گذشته با كمك و همفكری آنان در تكاپوی این جستجو بودهام؛ وضعیت كشور ، انتخابهای پیشرو ، حوادث ممكن، ظرفیتهای موجود و بسیاری نكات خرد و كلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی كه در وهلههای گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا میخواندند بیشتر مرا متقاعد كردند كه این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب میكند. اینك نه از روی خودپسندی تا ارزشها و ارجمندیهای همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندكم را كافی از توكل به خداوند بدانم، بلكه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام مینمایم.
مستضعفان این مطمئنترین پایگاه برای ارزشهای برآمده از انقلاب اسلامی و آمادهترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصولگرایی صبورانه بهگوشند كه آیا فرزندان مصدرنشینشان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار میكنند و بر وظایف تخطیناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار میكنند. معنای این انتظار را چگونه لمس كرده است كسی كه نداند در سفرههای كوچك آنان اولیتر از نان اعتنای صادقانه به ارزشهایی است كه جان جوانانشان را خرج آن كردهاند؟ این اولویتی است كه چشمههای بركت را از زمین میجوشاند. تنها نمونهای از این جوشش دستآوردهای برگشتناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هستهای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس میكردند كه آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب كردن ندارند هرگز چنین جوششهایی از آنان سر نمیزد. ما این كامیابیها را با هزینه كردن بودجههای نجومی به دست نیاوردهایم، بلكه ارزشها هستند كه چنین میوه دادهاند و بركت آفریدهاند.
بهویژه جا دارد كه ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندینباره قرار گیرد. این آرمانی است كه خرازیها و باقریها و باكري ها در پای آن جان دادهاند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمیایستادند از جمله نخستین نعمتهایی كه از ما سلب میشد آزادی بود. ما را چه میشود كه به كمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب میكنیم تا به جایش برجهایی از جاهطلبی خود بسازیم؟ بايد بدانيم كه گشودگي در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز كوشش براي يافتن راه حل هايي كه به نيرومند شدن اقتصاد كشور بيانجامد ، فضاي كسب و كار را رونق دهد و از نيروهاي مولد و توليد ملي حمايت همه جانبه كند از اهميت نخواهد انداخت.
شاید كسانی تصور كنند عجله برای عملی كردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوهای را مباح میكند، ولو این كه شامل قانونشكنیهای گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر
میكنم كه تداوم چنین رویهای به آشفتگیهای لاعلاج در نظام مدیریتی منجر میشود، تا جائی که یک روز در كشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هايي که تبعیت از قانون در اختیار قرار میدهد پیش از این مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک میزنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیتهای عظیمی است كه همچنان میتوانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی كه اصلهای 43 و 44 از این میثاق ملی را شكل دادهاند نیاز به توجه بيش از پيش دارند و ما موظفیم منابع كمیاب موجود را با تخصیص حداكثری در جهت تحقق هرچه كاملتر آنها به كار بندیم و از هدر دادن اين منابع در خدمت منافع كوتاه مدت و اغراض سياسي كم بها جلوگيري كنيم.
اینجانب ادعا نمیكنم كه اهداف پیش رو به صرف انتخاب یك شخص قابل دستیابی است، بلكه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاستها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تكیه بر ارزشهای بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است كه میتواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به ياد داشته باشيم كه يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامهی عمل نمي پوشند برتري دارد.
به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر میشود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعههایی از آنچه كه هست را به مردم میچشاند و نمونهای از دولتی كه برقرار خواهد كرد را در معرض دیدگان بینا قرار میدهد. شاید نتوان یك انتخابات جدی را در فضایی خالی از خردهگیری، به ویژه نسبت به دولتی كه حاكم است در نظر آورد. با این همه لازم است كه احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.
در جریان فعالیتهای انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تكثیر عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم كه به این خواستهی خدمتگزار خود توجه كنند. از نظر من نوشته سادۀ یك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شیشهی مغازهاش دلنشینترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست كه استفاده از تصوير را الزاما مسرفانه و یا فریبكارانه بدانم، بلكه میخواهم از كارهایی كه شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیدهام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اكیدترین وجهی پیشگیری كنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشهدار میكند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سكوت است، چه رسد به آن كه خدایناكرده خود مرتكب هتك حرمت و بیادبی نسبت به كسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد كه بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل میكند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچوجه از امكانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نكنند.
و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفكری همه اندیشهها و گفتمانها ، كه به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند كشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حكمتی كه در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.
برای مردم ایران آرزوی بهروزی میكنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعدههایی كه به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا كند، كه پیامبرانش گفتهاند: فمن تبعنی فانه منی.
میر حسین موسوی

